علمی-آموزشی |
با ذکر یاد و نام خداوند بخشنده ومهربان
با عرض سلام و ادب
به گروه آموزشی درس شیمی استان کرمانشاه خوش آمدید
موضوعات و مطالب بشرح زیر می باشد
| برنامه ی عملیاتی دبیرخانه |
|
مطالب |
2- مقالات جذاب علمی و تربیتی (خواندنیها)
3- مقالات علمی (شیمی) و پزشکی درج شده در روزنامه های معتبر
4- المپیاد
۵- معرفی سایتهای شیمی و زیر شاخه های آن
| نکات مورد توجه در تدریس |
2- روش تدریس
3- طرح درس
| امتحانات |
1- ارزشیابی
2- قالب سوالات استاندارد طبق مصوب امتحانات .
3- حیطه های شناختی و سوالات فرادانشی
۶- اخبار( ارزشیابی ) در روزنامه های معتبر کشور
| کتب درسی |
3- پرسش و پاسخ
| آزمایشگاه |
1- تصاویر متحرک برخی از آرمایشهای مربوط به کتب درسی
| زنگ تفریح |
2- گشت و گذار
3- تست هوش
4- طنز
۵- مجموعه سایت های معرفی شده در زمینه مهندسی شیمی وفن آوری اطلاعات
| نکات مورد توجه در برنامه ی گروه آموزشی استان |
برنامه عملیاتی گروه آموزشی استانها
2- بازدید
3- گزارش کار
اعضای گروههای آموزشی درس شیمی استان ها
آدرس سایت جناب دکتر عابد بدريان، پژوهشگر و مدرس دانشگاه
قابل ذکر است برخی از قسمتها بطور آزمایشی (بدون مطلب)در صفحه قرار دارد
لذا بزودی تمام پستها آماده خواهد شد
با ما همکاری کنید
با تشکر
به مناسبت روز داروسازي و بزرگداشت زكرياي رازي
نويسنده: اكبر خورد چشم
بارها گفته ايم و صفحات بسياري به نگارش درآورده ايم كه ملك ري، يكي از شهرهاي ايران زمين است كه دانشمندان بسياري از آن برخاسته اند و چون نگيني بر آسمان علم و ادب تابيدن گرفته اند، آنچنان كه در كتاب ارزشمند «احسن التقاسيم» راجع به اين ديار آمده است: «در اين شهر مدارس و مجالس علم فراوان است و اعظان آنجا فقيه و روساي آنان عالم و محتسبشان مشهور وسخنورانشان اديب هستند و...»امروز، روز داروسازي است و اين ناميدن به پاسداشت يكي از دانشمندان نام آشناي ايراني است كه از ديار ري برخاسته است امروز، روز بزرگداشت مقام علمي بي نظير ابوبكر محمدبن زكرياي رازي است كه در ذيل مختصري از احوال و آثار وي به جامعه علمي و پزشكي جهان بيان مي شود تا بيش از پيش به ايراني بودن خود بباليم و از اينكه در سايه سار مكتب دانش پرور اسلام بوده و هستيم، از اين فرصت مبارك استفاده كنيم و اين چنين در جهت اعتلاي خويشتن قدم برداريم.
ابوبكر، محمدبن زكرياي رازي در سال 251 ه.ق در شهرستان ري ديده به جهان گشود. از كودكيش اطلاعات چنداني در دسترس نيست، اما عده اي نقل كرده اند در سنين نوجواني علاقه اي فراوان به موسيقي داشت، چنانچه بعد از اندك مدتي در نواختن ني و بنا به قولي عود تبحر فراوان يافت. اما روح كنجكاو وي سيراب نشد. پس به زرگري و صرافي پرداخت. اما نه تنها در علم كيمياگري به جايي نرسيد، بلكه به سبب آزمايش هاي علمي كه براي ساختن طلاداشت، چشمانش دچار آسيب شد. در اين زمان بود كه سخن آن پزشك كه در ازاي مداواي چشم وي پانصد سكه زرگرفت، راه دانشمند جوان را تغيير داد، سخني كه: «كيميايي واقعي علم طب است، نه آنكه تو بدان مشغولي» و اين چنين بود كه نخست علوم پايه فلسفه، رياضي، اخترشناسي و ادب را در زادگاهش ري آموخت و بعد از آن به بغداد رفت تا اين چنين نبوغ واقعي اش شكوفاتر شود، آن طور كه در اين شهر به رياست بيمارستان آن ديار گماشته شد؛ بيمارستاني كه به دست بدر، غلام معتضد عباسي در زمان زكرياي رازي ساخته شد. جالب آنكه روايت شده هنگامي كه مي خواستند بيمارستان را بر پاسازند، از دانشمند جوان ايراني نظر خواستند. پس رازي فرمان داد قطعه هاي مساوي از گوشت را در محله هاي گوناگون شهر بياويزند و آن جايي را انتخاب كنند كه قطعه گوشت در آنجا ديرتر از جاهاي ديگر فاسد شده باشد. جالب تر آنكه رازي در اين بيمارستان شيوه اي را بنيان گذاشت كه امروزه در بسياري از بيمارستان هاي مدرن جهان از آن استفاده مي شود، يعني ابتدا بيمار به سراغ شاگردان شاگردان رازي ( پزشك عمومي امروز) مي رفتند. چون مداوا نمي شدند به سراغ شاگردان رازي (پزشك تخصصي امروزي) مي رفتند و سر آخر چون بهبودي حاصل نمي شد، به سراغ رازي و برخي شاگردان خاص وي (پزشك فوق تخصص امروزي) مي رفتند و اين چنين بهبودي را به دست مي آوردند. از همه اينها جالب تر آنكه در آن زمان كه در بلادي چون فرنگ و يا بلاد متمدن آن زمان، بيماران رواني را جزو افراد مطرود جامعه به حساب مي آوردند، زكرياي رازي در بيمارستان بغداد بخشي را به بيماران رواني اختصاص داد و در راه بهبود ايشان تلاش بسيار كرد. بي ترديد زكرياي رازي را مي توان جزء دانشمندان پرتلاش ايراني به حساب آورد كه آثارش تا سال ها در دانشگاه هاي بزرگ اروپايي استفاده مي شد، چنانچه كتاب «الحاوي» وي از جمله آثاري است كه براي اولين بار به روش گوتنبرگ به چاپ رسيد. علت اينكه مي گوييم زكرياي رازي از پرتلاش ترين دانشمندان ايراني است آن مي باشد كه آثار مكتوب و نيز كشفيات وي بسيار گسترده اند؛ آن گونه كه طبق گفته و نوشته ابوريحان بيروني، از زكرياي رازي بيش از 184 كتاب در موضوعات مختلف بر جاي مانده است، كتابهائي كه درعلم پزشكي 56 كتاب، طبيعيات 33 كتاب، منطق 7 كتاب، رياضيات و اخترشناسي 10 كتاب، تفسير و تخليص كتاب هاي فلسفي و پزشكي ديگران 7 كتاب، علوم فلسفي و تخميني 17 كتاب، ماوراءالطبيعه 6 كتاب، الهيات 14 كتاب، كيميا 22 كتاب و... مي باشد.
اغلب اين كتب از آثار برجسته علمي هستند كه در آن ميان كتاب «الحاوي» يا «الجامع الكبير» بزرگترين دانشنامه پزشكي است كه در آن نظريه هاي پزشكان پيش از رازي گردآوري شده و از آثار مشهور زكرياي رازي است كه براي نگارش آن پانزده سال تلاش كرد. اين كتاب در سال 1297 م. به درخواست شارل انجو، شاه سيسيل، به كوشش فرج بن سالم به زبان لاتين ترجمه شد و قرن ها در دانشگاه هاي اروپايي تدرس شد. از ديگر آثار رازي مي توان به النكاش المنصوري، كتابي كه مفاهيم پزشكي را در ده مقاله طولاني شرح داده، كتاب الجدري و الحصبه كه كهن ترين كتاب در باب بيماري آبله و سرخك است، كتاب دفع مضار الاغذيه كه راجع به جلوگيري از زيان غذاهاست، كتاب المرشد كه چكيده دانش پزشكي است، كتاب القربازين كه راجع به انواع گياهان دارويي است و ده ها كتاب از اين نوع اشاره كرد. در كنار كتاب هاي باقيمانده از زكرياي رازي، كشفيات او نيز حائز اهميت هستند، كشفياتي كه در آن زمان و با توجه به امكانات آن دوره بسيار جالب توجه مي باشد، آن طور كه او را كاشف الكل مي دانند. همچنين او به بسياري از اتفاقات علم شيمي پي برد، اتفاقاتي چون كشف اسيدسولفوريك و بعد از آن رسيدن به ديگر اسيدها، از تاثير آب آهك بركلريد آمونيوم، اسيد كلريدريك را به دست آوردن با اثر دادن سركه با مس، استات مس يا زنگار را تهيه كردن و با آن زخم را شستشو دادن، از سوزاندن زرنيخ، ماده اي به نام اكسيد آرسنيك يا مرگ موش را به دسƒتآ وردن و نيز بايد اذعان داشت رازي نخستين پزشكي است كه داروهاي سمي آلكالوئيدي را ساخت و به نوعي از آنها براي درمان بيمارانش استفاده كرد. از همه اينها جالب تر، كشفيات اتمي زكرياي رازي است. شايد بيان اين نكته و با توجه به دوره اي كه اين دانشمند مسلمان ايراني زندگي مي كرد، غير قابل باور باشد. اما اين واقعيت دارد كه زكرياي رازي در آن دوره در فرآيند علم كيميا يا همان شيمي به نكته اي دست يافته بود و آن علم ذره يابي بود؛ علمي كه زكريا رازي طبق آن اثبات مي كرد اجسام از مواد بسياري ريزي تشكيل شده اند كه با چشم نمي توان آن را شناخت و به نوعي تمام كائنات از اين ذرات ريز شيميايي ساخته شده است. البته اين نظريه رازي در علم شيمي باعث شد كه دانشمند برجسته اي چون ژوليوس روسكا ،وي را پدر علم شيمي ناميده، بعدها توسط ابوريحاني بيروني و در علم فيزيك ادامه پيدا كرد و چه بسا ممكن است تحقيقات و دستاوردهاي اين دانشمند ايراني، بعدها نقطه آغازي براي رسيدن به دستاوردهاي نوين علمي جهان شده باشد.
زكرياي رازي كه يك دانشمند و پزشك پرتلاش بود، آن قدر در راه يافتن جواب براي مجهولات علمي كوشش مي كرد كه زبانزد عام و خاص بود، چنانچه خود در كتاب السيره الفلسفيه چنين مي گويد: «كوشش و پشتكار من در فراگيري دانش به اندازه اي بود كه به خط تعويذ (خطر ريز) بيش از بيست هزار ورقه نوشتم و پانزده سال از عمر خود را شب و روز در تاليف جامع كبير (الحاوي) صرف كردم و بر اثر همين كار در نيروي بينايي من سستي پديد آمد و عضله دستم گرفتار سستي شده مرا از نوشتن محروم ساخته است. با اين همه، از جست وجوي دانش بازنمانده و پيوسته به ياري اين و آن مي خوانم و بر دست ايشان مي نويسم...
سرانجام اين دانشمند بزرگ ايراني در ماه شعبان سال 313ه .ق در ري وفات يافت.
هر چند مكن آرامگاه وي نامعلوم است، اما آثار علمي اش هماره پا برجاست.
□
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6787 4/6/88 > صفحه 5 (فرهنگي) > متن
پرنده بشري با دو بال علم و ايمان به پرواز در مي آيد
نويسنده: شهرام تقي زاده انصاري - پژوهشگر تاريخ و فلسفه علم
هماهنگي علم و دين
اديان وحداني كه پيرو دين فطري حضرت ابراهيم(ع) هستند، نمي توانند مخالف علم باشند، چون مي گويند: “جهان هستي و نوع انساني، هر دو آيات الهي اند و بايد آنها را درك كرد و شناخت”. بدون چنين تلقي اي از علم، امكان ندارد چنين چيزي را جزء اصول خويش قرار دهند. ثانيا قرآن مجيد حدود 700 آيه درباره حمايت از علم و شناخت واقعيات در بر دارد. براي نشان دادن هماهنگي علم و دين در مغرب زمين به چند گفته از متفكران غرب اكتفا مي شود:
هربرت اسپنسر: علم و دين هر يك با بعدي از ابعاد عقل، با عالم هستي ارتباط برقرار مي كنند، بنابراين ناسازگاري آنها بحثي بي معنا است. رنه دكارت: نه علم، دين را در تنگنا قرار مي دهد و نه دين، علم را. استقلال هر يك، براي ديگري پذيرفتني است، زيرا قلمرو علم، طبيعت بوده و بازار آن، رياضيات و تجربه است و عرصه دين، سرنوشت روح انساني است كه به سوي ابديت سرازير مي شود. هگل: علم و دين، دو حقيقت مستقل نيستند، بلكه هر دو از حالات ضروري عقل هستند و براي رشد عقل دنبال يكديگر مي روند. (جعفري، 1385، 20)ماكس پلانك: هرگز ميان علم و دين، تضاد واقعي پيدا نخواهد شد چون هر يك، مكمل ديگري است (پلانك، 1347، 234).
تاثير متقابل علم و دين
در تمام ادوار زندگي بشر، حتي در دوره ما و در كشورهايي كه علوم در آنها به حد اعلاي كمال و استقلال رسيده است، علم و دين در يكديگر تاثير متقابل داشته و دارند، البته در گذشته اين تاثير متقابل كم رنگ تر بوده است. روابط بين علم و دين اغلب جنبه تعرضي داشته و بسياري از اوقات به صورت جنگ و ستيز درآمده است اما اين پيكار در حقيقت ميان علم و دين نبوده است، زيرا بين آنها نمي تواند جنگي وجود داشته باشد، بلكه جنگ ميان علوم و الهيات بوده است. براي مثال، يك نمونه آن را مي توان در دوره اي يافت كه از مكتب اسكندريه شروع و به قرن نهم ختم مي گردد. در اين دوره رهبران ديني، خود وسيله نقل دانش از نسلي به نسل ديگر شده اند. ما اگر ترقي علم را به ارباب كليساهاي لاتيني و يوناني و نستوريان و غيره مديون نباشيم، لااقل حفظ و ادامه آن را به آنان مديونيم. نمونه ديگر تحريك و تشويق دين اسلام به پيشرفت و رشد علوم است كه چنان تاثيري را در تاريخ علوم داشته است كه حداقل علم را از سقوط حتمي نجات داد، چنانكه جرج سارتن مي نويسد: “بيان كمكي كه تمدن اسلامي به علم كرده است، حتي به صورت فهرست وار در اين مقاله كوتاه ميسر نيست و بي شبهه مي توان از معجزه اعراب (مسلمانان) سخن گفت. آفريدن يك تمدن جديد علمي جهانگير و بسيار عالي در مدتي كمتر از دو قرن، چيزي است كه مي توان از آن ياد كرد، ولي نمي توان حق آن را چنان كه بايد به جاي آورد.” (سارتن 1376، ص 42)
شروع پيدايش تعارض ميان علم و دين
در حقيقت تعارض علم و دين و يا بهتر بگوييم، ميان علوم و الهيات، از زماني شروع شد كه در سال 1616 ميلادي شوراي كليساي كاتوليك ديدگاهي را كه مدعي بود زمين به دور خورشيد مي گردد، محكوم كرد. كليسا به گاليله دستور داد تا ديدگاه كپرنيك را رها كند. از اين رو، نزاع ميان گاليله و كليسا را مي توان يكي از اساسي ترين مراحل جدايي تدريجي علم از دين تلقي كرد، هر چند كه خود گاليله و كپرنيك و ديگر محققان كه چنين نظرياتي را ارائه كردند، انسان هاي دينداري بودند. حتي گاليله و ديگران براي اثبات وجود خداوند، از برهان “نظم” استفاده كردند و احكام و اتقان عالم را شاهد و دليل بر وجود خداوند مي دانستند. (اكبريان، 1381، ص 14)
از قرن هجدهم به بعد يعني، از زماني كه علوم جديد توانست با كمك نگرش هاي رياضي و علوم دقيقه، به رازهاي طبيعت پي ببرد، اين تصور در مغزهاي متفكراني مثل دني ديدرو و ارنست هگل به وجود آمد كه مي توان “علم” راجايگزين دين كرد و همه چيز را در جهان هستي با قوانين طبيعي تفسير و تبيين كرد. اين نگرش تا وقتي كه مكتب هاي داروينيسم و ماده گرايي به اوج خود رسيد، حاكم بود و تحولاتي نيز در نگرشهاي ديني و فلسفي به وجود آورد. از اين رو، ما در تاريخ علم شاهديم كه رابطه ميان علم و دين را به چهار گروه تقسيم كرده اند:
(الف) نزاع، كه داستان گاليله و كليسا از اين نوع مي باشد.
(ب) استقلال، مثل نظريه اي كه مي گويد دين و علم، اساسا در مفهوم و روش، مختلف هستند.
(ج) گفتگو، يعني اين ادعا كه دين و علم مشتركاتي با يكديگر دارند مثل داستان خلقت در كتاب مقدس و نظريه “انفجار بزرگ” كه فرد شاخص صاحب اين ديدگاه، تيار دوشاردن مي باشد.
(د) ائتلاف، كه شاخص آن وايتهد مي باشد كه طرفدار فلسفه پويشي است.
در اوايل قرن نوزدهم دوباره، اعتقاد به توانايي مطلق علم قوت گرفت و دانشمندان بسياري فكر مي كردند كه مي توان با “علم” جوابگوي همه امور عالم شد. ولي پس از مدتي با افكار جديد دانشمنداني مثل وايتهد، ماكس پلانك و اينشتين در فيزيك جديد و انديشه هاي نو، دوباره “علم” عظمت خود را به دلايل ذيل از دست داد و از شدت تعارضات ميان علم و دين كاسته شد:
1- ترديد در توانايي علم ؛2- روشن شدن اين مسئله كه علم نمي تواند بدون بعضي از مفروضات علمي، كار خود را ادامه دهد ؛3- با شاخه شاخه شدن علم و تخصصي شدن آن، ديگر نمي توان توسط علم داراي يك جهان بيني يا نگرش كلي نسبت به عالم شد. (اكبريان، 1381، ص 18)
خدا، طبيعت و علم
اينشتين بعد از گشاده شدن ابواب جديد به نظريه هاي مكانيك كوانتومي و نسبيت، اذعان كرد كه فهم فيزيك رابطه نزديكي با دين دارد و كوشيد با تعريف جديدي از دين و با در نظر گرفتن قوانين عليت و جبريت، جهان را تفسير و تبيين كند. نظر او نسبت به خدا و جهان، شبيه نظر اسپينوزا است. يورگن آدريچ (hcsterduA negruJ) با طرح “خدا، طبيعت و علم” كوشش كرده است چارچوبي درباره رابطه فيزيك و اين سه مقوله ارائه دهد: “در قلمرو سه مفهوم “خدا، طبيعت و علم”، امروزه علوم طبيعي بويژه فيزيك به طور غير منتظره، دوباره، بعضي از مذاكرات مربوط به خداشناسي و جهان بيني را به خود اختصاص داده است. در چارچوب خداشناسي، از يك طرف درباره خداشناسي طبيعي و از طرف ديگر درباره خداشناسي طبيعت، به تفكر پرداخته مي شود. در جهت خداشناسي طبيعت اين سوال مطرح مي شود كه مفهوم “خداوند” چه كمكي به شناخت طبيعت مي كند، يعني به طبيعت به عنوان فيض الهي نگاه مي شود.” (7،1995،remmaJ)همان گونه كه ويليام پلارد (dralloP) متذكر شد كه مشيت الهي در هر حادثه در هر حادثه كوانتومي - كه بالذات نامتعين است- تصميم مي گيرد كه كدام يك از امكانات كوانتومي به فعليت برسند. (گلشني، 1380، 162) در مقابل آن، خداشناسي طبيعي سوال مي كند كه طبيعت، به شناخت خداوند چه كمكي مي كند. مسئله مربوط مي شود به شناخت خداوند از كتاب طبيعت، اين راه در خداشناسي مسيحيت و يهود، در درجه اول قرار دارد، چون شناخت خداوند از كتاب هاي آسماني در درجه اول قرار دارد. اما از نظر اينشتين، خداشناسي در درجه اول قرار دارد. از نظر او، طبيعت به معني خداشناسي طبيعي، نشانه اي از وجود خداوند است، به عبارت واضح تر، مي توان تفكرات مربوط به خداوند را با كمك علوم طبيعي درك كرد. جهت ديگر خداشناسي نيز نقش بزرگي را ايفا مي كند. در اظهارات اينشتين درباره دين، مسئله بر سر بحثي كه از مدل فكري الهي فاصله گرفته باشد، نيست بلكه بحث بر سر يك ايمان تجربه شده است. اين مسئله را ما به طور روشن مي بينيم و به اين ترتيب، خداشناسي طبيعت مطرح مي شود و همان طور كه مي دانيم، اينشتين نه تنها تضادي ميان علم و دين نمي بيند، بلكه از نظر او، دين قوي ترين شاه فنر (redefbeirt) تحقيقات علمي است. اينشتين در جملات زير به طور واضح از تجلي خداوند در جهان هستي سخن مي گويد: فقط كسي كه كوشش فوق العاده و عجيب دانشمندان و مهمتر از آن، فداكاري پيشكسوتان تاريخ علم را مي شناسد، مي تواند به نيروي عظيمي كه باعث اين همه خلاقيت هاي فكري شده است، پي ببرد. چه ايمان عميقي به عقل كل ساختمان جهان و چه اشتياق شديدي براي درك كردن، احتياج است تا ناچيزترين شعاع از عقل متجلي شده در اين جهان بتابد.
مسلما چنين عشق و ايماني در كپلر و نيوتن وجود داشته است كه توانستند مكانيك آسماني را در تنهايي ودر اثر تلاش فوق العاده پس از سالها بفهمند . اين دين من ، يعني “احساسديني آفرينش”(teatisoigilerehcsims) است كه چنين نيرويي را به وجود آورده است (7،1995،remmaJ) در قرن معاصر ، بعد از كشفيات در فيزيك جديد بسياري از دانشمندان پي به رابطه فيزيك و فلسفه بردند از جمله نيلز بور عقيده دارد كه علم فيزيك نه فقط باعث تسلط ما بر نيروهاي طبيعت شد و به كلي شرايط زندگي مادي را تغيير داد، بلكه در روشن شدن وضع وجودي ما نيز سهم بسزايي داشته است ... نظريه نسبيت با مجبور كردن ما به بازنگري در فرضيه هاي واضحي كه كاربرد ما از مفاهيم، برآنها استوار است ، در وحدت بخشيدن به درك ما از عالم، سهم بسزايي داشته است (بور 1370 ، 5) حتي او نخستين كسي است كه مكانيك كوانتيك جديد را با دين ارتباط داد . او مي گفت:“تضادي بين فيزيك كلاسيك - كه براساس آن ، شي مشاهده شونده از شخص مشاهده كننده تمييز داده مي شود - و مكانيك كوانتوم كه در آن چنين تفكيكي، تحقق يافتني نيست ، وجود ندارد.” (60،1995،remmaJ)چون اينشتين ايمان قاطع به قانون نظم و عليت داشت و عقيده نداشت كه قوانين فيزيك، سرشت آماري دارند با هايزنبرگ كه مي گفت “پديده هاي اتمي تابع قانون عليت نيستند” مخالف بود و مي گفت: “دانشمند به قانون عليت ايمان دارد “. او در سال 1926 در نامه اي به ماكس بورن نوشت:”نظريه مكانيك كوانتومي” بسيار جالب بوده و مورد احترام است ، ولي ما را به اسرار قديمي نزديك نمي كند. به هر حال من ايمان دارم كه خداوند تاس نمي اندازد”. (34p،1981،hcabzrawhcS)
دين
علل به وجود آمدن افكار ديني در انيشتين
1. تربيت در خانواده و نزد معلم خصوصي و اين مسئله كه انسان نمي تواند پو£ و نااميد زندگي كند و از روي هوي و هوس زندگاني خود را بگذراند.2. مصاحبه او با جيمز مورفي و رياضي دان معروف ژان ويليام سليوان (navilluSmailliWnhaJ) در سال 1930 م درباره نقش دين در زندگي مدرن.3. مصاحبه وي با رابيندرانات تاگور فيلسوف هندي درباره دين انسان در سال 1930 در منزل اينشتين در شهر كاپوث (htupaK) .4 .عقايد اسپينوزا نسبت به خدا و دين . براي فهميدن دين از نظر اينشتين به ناچار اشاره اي به سير تكاملي تاريخي دين از نظر او مي كنيم و سپس به بيان ويژگي هاي انسان ديني و تعريف كوتاه دين از ديدگاه او مي پردازيم؛1. دين ناشي از ترس- انسان بدوي به دليل آنكه هنوز روابط علي را خوب نمي شناخت، ترس از حيوانات وحشي، امراض و يا مرگ ، باعث به وجود آمدن اولين تصورات دين در او شد . مردم بدوي در فكر خود، موجوداتي را كه شبيه انسان (hpomoportna) بودند، تصور مي كردند و فكر مي كردند كه با قرباني كردن براي آنها، آنها را سرلطف بياورند تا در هنگام احتياج به كمك انسان ها بشتابند.2. دين اخلاقي - در اين دين، رهبري، عشق و محبت و اميد زمينه عقيده به خداوند را فراهم مي سازد كه در كتب مقدس توضيح داده شده است.3. دين “احساس ديني آفرينش” - عده معدودي از انسانها، معني واقعي وجود خدا را وراي اين اوهام دريافته اند كه واقعا داراي ويژگي ها و مشخصات بسيار عالي و تفكرات عميق و معقول بوده و به هيچ وجه قابل قياس با آن عموميت عقيده نيستند، اما يك عقيده و دين ثالث بدون استثنا در ميان همه وجود دارد. گرچه با شكل خالص و يك دست، در هيچ كدام يافت نمي شود، من آن را “احساس ديني آفرينش” مي دانم. بسيار مشكل است كه اين احساس را براي كسي كه كاملافاقد آن است ، توضيح دهم، بويژه كه در اينجا ديگر بخشي از آن خدايي كه به اشكال مختلف تظاهر مي كند، ديگر نيست . در اين دين، فرد كوچكي آمال و هدفهاي بشر و عظمت و جلالي را در ماوراي امور و پديده ها در طبيعت و افكار تظاهر مي نمايد، حس مي كند . او وجود خود را يك نوع زندان مي پندارد، به طوري كه مي خواهد از قفس تن پرواز كند و تمام هستي را يكباره به عنوان يك حقيقت واحد دريابد... فقط در بدعت گذاران (rekitereah) قرون گذشته، مي توان اشخاصي مثل دموكريت، فرانسيس فون آسيسي و اسپينوزا را يافت كه از اين راه عبور كرده اند. (سالكي ، 57 :1342) بد نيست در اينجا اشاره شود كه اينشتين در سراسر عمرش ايمان عميقي به خداوند و ديني كه تعريف كرده ، داشته است به طوري كه در 1950 در مصاحبه با نشريه آلماني فارربلت (talbrerrafP) گفت:از اينكه گفته مي شود من لامذهبم، كذب محض است ... من در زندگي ام هرگز بي ايمان نبوده ام... من ايمان دارم كه دين، بشريت را در همه عرصه هاي علمي، اجتماعي و ... به سوي پيشرفت سوق داده است وبشر بدون دين در بربريت زندگي خواهد كرد.” (1950،nietsniE) تعريف دين و وظايف آن
اينشتين پيش از پرداختن به تعريف دين، مي گويد اول بايد بررسي كنيم كه مشخصات و كمالات و ايده آلهاي يك شخص ديني چيست؟ او در پاسخ اين سوال مي گويد:” به عقيده من شخص ديني با تقوا كسي است كه خود را از زنجيرهاي آرزوهاي خودخواهانه آزاد كرده باشد و فقط براي افكار و احساسات وكوشش، ارزش قائل باشد كه ارزش فوق شخصي دارند . مسئله مهم، يكي اين محتوي فوق شخصي و ديگري عقيده به مفهوم پرمعناي قدرت متعالي مي باشد، صرف نظر از آنكه سعي براي متصل كردن اين محتوي به وجودي الهي بشود . شخص ديني وقتي يك مومن واقعي است كه شكي در اهميت و ارزشهاي متعالي فوق شخصي نداشته باشد ، ارزشهايي كه نه مي توانند به كمك عقل استدلال شوند و نه احتياج به آن دارند. بنابراين دين ، كوششي است كه انسانها، طي قرون متمادي براي كسب اطلاع واضح در مورد اين ارزشها و اهداف و نيز براي تقويت و تاثير بيشتر آنها انجام داده اند.” (42.1979،nietsniE)
□
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6787 4/6/88 > صفحه 19 (فرهنگي) > متن
ثبت نام كنكور سراسري، 16 آذر 88
تقويم آزمون هاي سراسري سال 89 اعلام شد
گروه جامعه: معاون سازمان سنجش آموزش كشور، زمان ثبت نام و برگزاري آزمون هاي سال 88 و 89 اين سازمان را منتشر كرد.
حسين توكلي با بيان اين كه ثبت نام كنكور 89 از 16 تا 24 آذر انجام مي شود، گفت: آزمون سراسري سال 89 در 10، 11 و 12 تيرماه برگزار مي شود.
وي با اشاره به برگزاري كنكور كارشناسي ارشد سال 89 در روزهاي 28، 29 و 30 بهمن گفت: ثبت نام اين آزمون از 5 تا 12 آبان ماه انجام مي شود.
وي با اشاره به ساير آزمون ها گفت: ثبت نام آزمون معادل كارشناسي ارشد سال 88 از 19 تا 24 شهريور انجام مي شود و زمان برگزاري آزمون نيز 29 آبان تعيين شده است.به گفته وي، ثبت نام آزمون دانشگاه جامع علمي كاربردي مقاطع كارداني به كارشناسي و كارشناسي ناپيوسته، سوم تا 10 آذر و برگزاري آزمون نيز 25 دي ماه است.
وي افزود: ثبت نام آزمون فراگير پيام نور سال 89 از 13 تا 17 دي و برگزاري آزمون نيمه دوم ارديبهشت 89 تعيين شده است.
همچنين ثبت نام آزمون كارشناسي ناپيوسته سال 89، سوم تا نهم اسفند و برگزاري آزمون 7 خرداد 89 و ثبت نام آزمون فني و حرفه اي 12 تا 19 اسفند و برگزاري آن، 8 مرداد اعلام شده است.
اعلام نتايج آزمون كارشناسي ارشد تا پايان هفته
براساس اين خبر، در آزمون كارشناسي ارشد امسال، 45 هزار دانشجو در دانشگاه هاي كشور پذيرش مي شوند و در كنكور كارشناسي ارشد امسال 195هزار و 414 داوطلب، مجاز به انتخاب رشته شده اند.
معاون سازمان سنجش با بيان اين كه نتايج اين آزمون تا آخر هفته اعلام مي شود، با تاكيد بر اين كه امسال براساس طرح استعدادهاي درخشان 4 تا 5 هزار داوطلب در مقطع كارشناسي ارشد دانشگاه هاي كشور پذيرش مي شوند، اظهار كرد: امسال با احتساب طرح استعدادهاي درخشان، حدود 50 هزار داوطلب در مقطع كارشناسي ارشد دانشگاه هاي كشور پذيرش مي شوند.
ابراهيم خدايي با بيان اين كه غايبان انتخاب رشته آزمون كارشناسي ارشد امسال كمتر از سال هاي قبل بود، گفت: هر سال 12 تا 15 درصد از افراد مجاز به انتخاب رشته آزمون كارشناسي ارشد غايب بودند؛ اما اين ميزان امسال به 9 درصد رسيده است.
□
روزنامه جام جم > شماره 2643 3/6/88 > صفحه 17 (جامعه) >
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 19423 8/5/88 > صفحه 14 (اخبار كشور) > متن
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 19421 6/5/88 > صفحه 3 (اخبار كشور) > متن
| جدول آدرس سایت یا وبلاگ های شیمی استان های ایران |
|
همکاران محترم دارای وبلاگ و یا سایت شیمی در هر یک از استانها و شهرستانهای ایران می توانند جهت ایجاد لینک در این صفحه آدرس خود را در قسمت نظرات این صفحه به دیبرخانه ارسال فرمایند | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پلاستيكي كه خود را ترميم مي كند!
محققان هلندي به نوعي پلاستيك ويژه دستگاههاي الكترونيكي دست يافتند كه مي تواند خود را بازسازي و ترميم كند.
محققان دانشگاه «گرونيگن» در هلند نشان دادند كه اين نوع جديد پلاستيك قابل بازسازي مي تواند در آينده جايگزين پلاستيكهايي شود كه در حال حاضر در رايانه ها و بسياري ديگر از دستگاههاي الكترونيكي استفاده مي شوند.
در حالي كه به كشورها همه ساله هزينه هاي زيادي براي جمع آوري زباله هاي الكترونيكي تحميل مي شود، اين محققان اميدوارند با اين تحقيقات بتوانند حداقل، مشكل اجزاي پلاستيكي اين سخت افزارها را حل كنند.
به گفته اين محققان، در دستگاههاي الكترونيكي نوعي پلاستيك به كار مي رود كه در برابر دماي بالابسيار مقاوم است. اين پلاستيك محتوي موادي است كه بازيافت آن را غيرممكن كرده و بنابراين هزينه هاي زيادي را چه از نظر مالي و چه از نظر آلودگي زيست محيطي تحميل مي كند.
براساس گزارش نيويورك تايمز، پلاستيك جديدي كه پژوهشگران هلندي توسعه داده اند ويژگي مقاومت در برابر گرما را دارد. در اين پلاستيك از ذراتي استفاده شده است كه «پليمرهاي خود - ترميم كننده دوباره» نام دارند. در اين تحقيقات يك ورقه پلاستيك يك شكل و مقاوم سخت به دست آمد كه توانست به دفعات با هزينه بسيار پاييني بازيافت و ترميم شود.
از ديدگاه علم شيمي، اين پلاستيك از يك تركيب آروماتيك از مشتقات «فوران و رزين «بيسمالئيد» تشكيل شده است كه از طريق يك واكنش شيميايي در دماي 150 درجه سانتيگراد باهم واكنش مي دهند. در اين دما پيوندهاي شيميايي مي شكنند و پلاستيك به حالت مايع باز مي گردد و براي يك واكنش جديد آماده مي شود.
□
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 19416 31/4/88 > صفحه 7 (دانش و پژوهش) > متن
گوشه ای از اسرار شیمی در قرآن
کاری از آقای محسن جوادی کارشناس تکنولوژی و گروههای آموزشی متوسطه
شهرستان دزفول
برای دانلود کردن کافیست روی دانلود کلیک کنید و در پایین صفحه ای که باز میشود جلوی کلمهSave file to your PC به روی click here کلیک کنید و در پنجره ای که باز میشود save as را بزنید
جمهوري اسلامي ايران
وزارت آموزش و پرورش
سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي
موسسه پژوهشي برنامهريزي درسي و نوآوريهاي آموزشي
برنامهدرسي شيمي دوره متوسطه؛
چالشها و چشم اندازها
هفدهم خرداد ماه 1388
تالار امام خميني (ره) سازمان آموزش و پرورش شهر تهران
با مشاركت :
1- سازمان آموزش و پرورش شهر تهران
2- دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي
كاري از :
|
وزارت آموزش و پرورش سازمان آموزش و پرورش شهر تهران |
گروه پژوهشي برنامههاي درسي علوم، رياضي و فناوري
جهت مطالعه ی متن این گزارش به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید
در ضمن لينك خبرگزاريهاي مختلف و خبر آنها در زمينه نشست علمي در ادامه ی مطلب آمده است.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|