علمی-آموزشی |
باسمه تعالي
اهداف برپايي كارگاه دين و شيمي
در آموزش و پرورش معمولاً پس از حصول اطمينان به گسترش تحصيل در بين آحاد مردم و فراغت از تأمين كلاس و كتاب و معلم براي فراگيران ، كيفيت و چگونگي آموزش و يادگيري به عنوان مسئلهاي مهم و قابل مطالعه،به سرفصل اساسي برنامههاي متوليان تعليم و تربيت مبدل ميگردد.
به همین دلیل در دهه های اخیر تلاش براي ارتقاء كيفيت آموزش ها و بهبود فرايندهاي ياددهي و يادگيري باب نويني را براي تأمل و بهرهگيري در نظريههاي آموزش و يادگيري گشوده است و طراحي برنامهها و فعاليت هاي متنوعي را براي تحقق اين امر، ضروري ساخته است .
- برنامهريزي براي ارتقاء مهارت هاي حرفهاي معلمان از طريق برپايي دورههاي آموزشي ضمن خدمت ،
-گردهماييهاي علمي گروه هاي آموزشي و جشنوارههاي حرفهاي معلمان در زمينه بهرهگيري از روش هاي تدريس و شيوههاي ارزشيابي مناسب،
- نظارت بر فرايند طراحيهاي آموزشي در كلاس،
- گسترش پژوهش مداری در برنامههاي آموزشي ،
- آمادهسازي معلمان براي بهره گیری از فن آوری های نوین در آموزش
- برنامه ریزی برای تجهيز مدارس به واحدهاي سمعي و بصري، كتابخانههاي عمومي و تخصصي،
- راهاندازي كارگاه ها و آزمايشگاه هاي مجهز،
- دسترسي به سايتهاي علمي و برخورداري از آرشيو نرمافزارهاي آموزشي و ...
همه تلاشهايي درصدد ارتقاء كيفيت فرايندهاي ياددهي و يادگيرياند تا مگر با اجراي آنها تغييرات مطلوب در شناخت، نگرش و مهارت هاي فراگيران به وجود آيد و هدف هاي قصد شده محقق گردند.
امابراساس تحقيقات به عمل آمده و تحليل گزارشات جمع آوري شده از نظارت و ارزيابي از عملكردها و به ويژه گزارشات تخصصي بدست آمده از بازديدهاي سرگروه هاي آموزشي، برآيند تمامي فعاليت ها و برنامههاي موصوف نتوانسته است در تعميق يادگيريها،موثر باشد و تغييرات نسبتاً پايدارو مداومي را در نگرشها، باورها و شناخت فراگيران به وجود آورد.
گزارشات واصله همه مؤيد آنند آنچه كه به عنوان تحصيل علم، فن يا هنر در مدارس به وقوع ميپيوندد، در مجموعه تلاش هایی خلاصه می شود كه دانش را در قالب تعاريف، مفاهيم، اصول يا مهارت ها به مدت محدودي به حافظة دانش آموزان منتقل می کند و پس ازبرگزاري امتحانات و اخذ نمرة قبولي توسط آنان، بدون آنكه تأثير عميق و ماندگاري در رفتارها، منشها و نگرش هاي آنان پديد آورد، به فراموشي سپرده می شود.
اين وضعيت در دوره متوسطه حادتر از ساير دورههاي تحصيلي است و در حال حاضر هرقسمتی از دانش اعم از علوم و فنون و مهارت ها، که امکان تبدیل شدن به سوالات تستی کنکوررا نداشته باشد - بدون توجه به تغییری که باید ایجاد کند - در نزد فراگیران فاقد هر نوع امتیاز و ارزشی برای آموخته شدن است .
به بیان دیگر ارزش هر تلاش و فعالیتی براي يادگيري و تحصيل معارف ، فنون و مهارتها به نسبت نقشي كه در غلبه بر تستهاي كنكور دارد، سنجيده ميشود.
امروزه ميتوان به جرأت ادعا كرد که دیگر خيل كثيري از دانش آموزانمان از حضور در كارگاه ها و آزمايشگاه ها، كه محفلي براي توسعه مهارت ها و قابليتهاي آنان است، به وجد نميآيند.
آنان اشتياقي به كاربرد نرمافزارهاي آموزشي نوين كه به قصد توسعه دانش و تعميق يادگيريها، تهيه و توليد ميشوند ، ندارند.
و براي درك فلسفه وجودي يك علم يا تحليل فرايند شكلگيري يك نظريه رغبتي از خود نشان نميدهند.
لذت بردن از تحصيل و كسب دانش كه مبنايي براي تكوين اراده و پشتكار براي خلاقيت، نوآوري، كارآفريني و كشف اسرار پنهان آفرينش است ، برايشان معنايي ندارد و گويي دانش و فن وهنر بدون نمره و كنكور و مدرك، متاعي بيارزشاند.
دبيرخانه راهبري درس شيمي كشور به قصد چارهجويي براي برون رفت از اين معضل، سلسله بحثها و مطالعاتي را آغاز كرد تا مگر با كنكاش در مؤلفههاي اساسي فرايند ياددهي و يادگيري به تدبيري راهگشا و مؤثر دست يابد.
نتايج مطالعات به عمل آمده در زمينه انواع آموزش ها و يادگيري هايي كه از آنها به عنوان الگوهاي مدرن آموزش و يادگيري ياد ميشود و در عرصه فرهنگ، صنعت، آموزش و پرورش رسمي كشورها و مراكز علوم و تحقيقات به عمل ميآيد،مؤيد آن است كه فرايندهاي آموزشي مدرن از ويژگيهاي مشتركي برخوردارند. این دانش ها معمولا:
- عيني ، تجربهگرا و قابل اندازهگيري ،
- با قابليتهاي بالاي انتقال سريع به فراگيران،
- برخوردار از امكان ارزشيابي كمي
- و متكي بر انگيزههاي بيروني از قبيل اشتغال، مدرك ، سود و نياز جامعهاند. كه معمولاً با كاهش ميزان تأثير تحصيل و كسب دانش در دستيابي به سود، سرمايه، اشتغال يا مدرك، ارزش و منزلت خود را از دست ميدهند.
بنابراين طبيعي است كه در مدارس كشور ما نيز كه به تأسي از شيوههاي آموزش و پرورش مدرن برنامهريزي و به مورد اجرا در آمده است ، شاهد چنين رويههايي در برخورد با علم و فن و هنر باشيم .
اما در كنار چنين رويكردي به فرايندهاي ياددهي و يادگيري نوع خاصي از آموزش ها نيز در بين ملل و فرهنگ ها موجود است كه معمولاً بدون نياز به متغيرهاي تأثيرگذار بيروني از قبيل سود، سرمايه، اشتغال يا مدرك، به يادگيري هاي عميق و مادامالعمر منجر ميگردند كه متأثر از انگيزههاي درونياند.
اين نوع آموزش و يادگيري ها كه در قرن هاي اخير به دليل گسترش توهم « جامع و مانع بودن علم و تجربه » مورد غفلت قرار گرفته است، همان ميراث و سرمايه ارزشمندي است كه از اديان و مذاهب گوناگون به عنوان الگويي بسيار پيچيده و اثربخش در آموزش و يادگيري، به يادگار مانده است.
آموزههاي ديني بدون نياز به سرمايههاي كلان و تحميل هزينههاي هنگفت به دولتها يا جوامع، با تحريك انگيزههاي دروني افراد آنان را به آموختن و یادگیری مكلف نموده و بدون نياز به ناظران بيروني، مؤمنان را به تحصيل مراتب كمال و تعالي سوق ميدهند. و عمل به آموختهها را به ضرورتي اساسي براي آنان مبدل ميسازند.این نوع یادگیری ها معمولا،
- عمیق ، معنا دار و پیوند یافته باتمامی تعلقات و احساسات
- مدام العمر
- بی نیاز از مشوق های بیرونی
- با قابلیت بالایی در تحریک اراده و پشتکار
- برخوردار از امکان ارزشیابی ذهنی و درونی
- و متکی بر انگیزه های درونی و محرک عمل به تکلیف اند .
قبل از چيرگي علم مدرن يا علوم سكولار بر كرسي دانشگا ه ها و مدارس، دانش به عنوان تكليفي الهي توسط مومنان بدون توجه به مدرك، نمره، يا سود و مالي كه در پي خواهدداشت، كسب ميشد. و تنها گام نهادن در مسير تقرب به خداي عالِم بود كه تحصيل علم را به منزلتي والا ارتقا ميداد و لذت علم آموزي و خردورزي را به زلال جاري بندگي و عبوديت پيوند ميزد تا علم و فن و هنر ، نه به مثابه كالايي براي كسب متاعي پر سود بلكه به بالهايي براي عروج به محضرِ خالقِ دانا مقام می یافت.
امروز در كارگاه دين و شيمي كنار هم آمدهايم تا غبار غفلت ازسیمای ميراث گهربار دين برگيريم و با الهام گرفتن از روشهايي كه پيامبران، امامان و اولياء الهي براي تكوين ايمان و پايداري یقین به كار ميبستند و به آموختهها دوام و لذت ، به تلاش ها قوام و عشق ميبخشيدند، اين دانش به يادگار مانده از جابربن حيانها و رازيها را اميدي تازه دهيم و اين کیمیای گران سنگ را كه در فراق دين و غفلت از عالم معنا در حصار نمره و مدرك و تست و كنكور به دام افتاده است و در باور دانشآموزانمان ازجایگاه دانشی برای لذت بردن، آفريدن و پیمودن به توشه ای برای انباشتن و پس دادن تنزل یافته است، روحي تازه بدميم.
آرزومنديم براي تحقق اين امر خطير اساتيد محترم دانشگاهها و حوزههاي علميه تصويري آشكار از شباهتها و تفاوتهاي يادگيري علمي و تحليلهايي روشن از نحوة شكلگيري باورهاي ديني و ايمان قبلي را به سرگروه هاي محترم درس شيمي سراسر كشور ارائه فرمايند تا در كارگاه هاي تخصصي بتوانيم به پاسخ پرسش هاي زير دست يافته و الگوهايي را براي ارتقاء كيفيت آموزشي درس شيمي در دوره متوسطه طراحي نمائيم.
1-چه تفاوتها يا شباهتهايي بين اهداف يادگيري علوم و اهدافی که منجر به تكوين ايمان می گردند ، موجود است.
2-محتواهاي قابل ارائه به فراگيران در علوم و آموزههاي ديني واجد چه ويژگي هايي هستند.
3-روشهاي آموزش مؤثر و مورد استفاده در اديان و علوم كدام ها هستند.
4-شيوههاي ارزشيابي مورد استفاده در یادگیری علوم و ادیان چه تفاوت هایی باهم دارند .
اميدواريم اين كارگاه ها كه از طريق سرگروه هاي محترم درس شيمي استان ها در سراسر كشور تداوم خواهند يافت با بهرهگيري از نتايج اين كارگاه به روشهايي كاربردي و مؤثر در:
- تقويت پرسشگري بين دانشآموزان
- ارتقاء انگيزه ادامه دار آنان در زمينه دانش شيمي
- افزايش علاقه و رغبت به حضوري فعال و مؤثر در فرايند يادگيري
- لذت بردن از آموختن
- و تقويت اراده و ميل به كشف و ابداع و نوآوري در عرصه دانش شيمي
- و ايمان به خودباوري در ايفاي نقشي مؤثر و فعال در توسعه دانش شيمي
- و شكلگيري باور آموختن به مثابه عبادت و بندگي به درگاه خالقِ دانا و حكيم منجر شود.
دبیرخانه راهبری درس شیمی کشور
مستقر در سازمان آموزش و پرورش استان کرمانشاه
یکی از محور های مورد توجه ، وزارتخانه در گردهماییهای دبیرخانه های کشوری ، موضوع علم و دین می باشد
لذا می توان مقاله ی علم و دين؛ دو بال بالندگي را ارایه نمود
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|