علمی-آموزشی |
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1908 19/12/87 > صفحه 10 (پزشكي) >
تغيير رفتار با روش هاي غيركلامي
بررسي شيوه هاي روانشناختي براي تربيت اخلاقي دانش آموزان
نويسنده: ماندانا سلحشور
![]() |
يكي از اركان مهم آموزش و تدريس، ايجاد فضايي سالم و مناسب براي يادگيري و آموختن است. ذهن، روان و رفتار كودكان و نوجوانان نسبت به سال هاي گذشته دچار تحولات و دگرگوني هاي بي شماري شده است. دانش آموزان، آموزگاراني را ترجيح مي دهند كه به شخصيت آنها احترام گذارند، به جاي تنبيه آنها را تشويق و حمايت كنند، خوب درس بدهند، انگيزه تلاش و پيشرفت را در آنها زنده نگه دارند، ارزش ها و آرمان هايشان را ناديده نگيرند و آنها را در يافتن اهداف صحيح زندگي ياري كنند. رابطه معلم - دانش آموز رابطه يي ظريف و شكننده است، تا حدي كه شكيبايي و بردباري بيشتر آموزگاران و معلمان را مي طلبد. گاهي وضعيتي بر كلاس حاكم مي شود كه احتياج به مهارت، تسلط و مديريت آموزگار بر رفتارها و واكنش هاي هيجاني - احساسي دانش آموزان دارد. بدخلقي هاي روزانه، اختلاف ها و تعارض هاي بين بچه ها، بحران هاي لحظه يي كلاس و... نيازمند توان بالاي تصميم گيري آموزگار است. تحقيقات نشان مي دهد ارتباط مستقيمي بين اعتماد به نفس آموزگار براي ايجاد رابطه يي فعال و پويا با دانش آموزان و پيشرفت تحصيلي كلاس وجود دارد. آموزگاراني كه مي دانند چه هدفي را دنبال مي كنند و با چه شيوه يي قصد دارند برنامه هاي آموزشي خود را دنبال كنند، با آمادگي بيشتري درس و كلاس خود را اداره مي كنند.
بايد اذعان كرد مشكلات آموزشي به يكباره و ناگهان به وجود نمي آيد، بلكه هميشه عوامل گوناگون و متنوعي زمينه ساز آن است. خانواده، دوستان، مدرسه، اجتماع و... تاثيرات عمده يي بر عملكرد تحصيلي دانش آموزان مي گذارد كه گاه آنها را از روند آموزش دور مي سازد. در دنياي پرمساله يي كه ما زندگي مي كنيم، كودكان و نوجوانان نمي توانند مشكلات شخصي شان را (حتي آنهايي را كه ارتباطي هم به درس و مدرسه ندارد)، پشت در كلاس جا بگذارند و پس از بازگشت از مدرسه، آنها را با خود به همراه ببرند. براي آنكه بچه ها از مدرسه، كلاس و درس لذت ببرند، استعدادهايشان شكوفا شود و تبديل به افرادي سرزنده و پويا شوند، بايد به تمامي نيازهاي عاطفي ، عقلاني، جسماني و اجتماعي آنان توجه شود. تعامل و ارتباط بين معلم و شاگرد و شاگرد و شاگرد بخش مهمي از فرآيند آموزش و يادگيري است. هرچه آموزگاران به اهميت اين تعامل اجتماعي بيشتر پي ببرند، بهتر مي توانند محيطي مساعد براي تدريس خود به وجود آورند. رفتارها و پاسخ هاي آموزگاران، مربيان و مشاوران مدرسه مي تواند جوي از تفاهم و توافق يا خودسري و مشاجره در بين كلاس و دانش آموزان پديد آورد.
انتقادهاي آموزگار
انتقادها، بهانه جويي ها و حرف هاي نيش دار آموزگاران تنها حس تنفر و انزجار را در دانش آموزان ايجاد مي كند و موجب كاهش پيشرفت و ضعف عملكرد و راندمان كلاس مي شود. اگر دانش آموزي قدري بي نظم، اخلالگر و كند است، طعنه و سرزنش آموزگار نمي تواند تغييري در رفتار او به وجود آورد. معمولاً زماني كه بچه ها در فهم درسي مشكل دارند، بدرفتار و سهل انگار مي شوند و از ادامه يادگيري سر باز مي زنند. آنها از اينكه از آموزگارشان كمك بخواهند، مي ترسند، زيرا احساس مي كنند يا آموزگار آنها را توبيخ مي كند يا انگشت نما و مسخره ديگر بچه ها مي شوند. اين در حالي است كه آموزگار مي تواند با برقراري روابط صحيح و تذكرهاي مرتب به دانش آموزان، رفتاري پيشه كند كه جو تفاهم و دوستي را در كلاس برقرار سازد. زماني كه احترام و جايگاه واقعي آموزگاران و دانش آموزان در كلاس حفظ شود، اعتماد به نفس، خودپنداره و تصوير ذهني بچه ها از خودشان تقويت مي شود.
كودكان دبستاني و گاه نوجوانان دبيرستاني، كمتر به استعدادها و توانايي هاي دروني شان اطمينان دارند. كمترين جملاتي كه هوش و ذكاوت آنها را مورد حمله قرار دهد (به خصوص توسط آموزگاران و معلمان) كافي است كه انگيزه تلاش و پيشرفت را در آنها از بين ببرد و احساس بي ارزشي و ناتواني را در آنها جايگزين سازد. بسياري از مسائل آموزش و پرورش ريشه در روابط حاكم بر معلم و دانش آموز دارد. براي اصلاح و بهبود بخشيدن اين روابط، بايد تغييرات عمده يي در اين زمينه صورت گيرد.
زماني كه آموزگار از دانش آموز مي خواهد كاري انجام دهد، اگر لحن كلامش انتقادي و سرزنش آميز باشد، نتيجه آن مقاومت و ستيزه جويي كودك (يا نوجوان) خواهد بود. اما اگر لحني سازنده و غيرانتقادي داشته باشد، روحيه همكاري و مشاركت را در بين دانش آموزان تقويت خواهد كرد. خوب است معلمان و آموزگاران نسبت به رفتارهاي خود هوشيار و حساس باشند و آگاهانه از برانگيختن پاسخ هاي دفاعي شاگردان بپرهيزند.
خشم آموزگار
زماني كه آموزگاري عصباني مي شود، در فرآيند تدريس او اخلال به وجود مي آيد. او بايد سعي كند خشمش را به گونه يي ابراز كند كه به كسي لطمه يي (چه جسمي و چه رواني) نزند. او بايد ضمن اشاره به مشكل درصدد حل وضعيت حاكم بر كلاس باشد. بد و بيراه گفتن، حمله به شخصيت بچه ها، سر و صدا راه انداختن و رفتارهاي تكانشي - هيجاني محض، هيچ گاه نمي تواند كليد برتري معلم در كلاس درس باشد.
يكي از استرس ها و اضطراب هاي حرفه يي آموزگاران اداره و كنترل كلاس و داشتن رابطه يي پويا و فعال با دانش آموزان است. در مواردي بعضي از دانش آموزان مي توانند به تنهايي مشكلاتي براي آموزگاران شان به وجود آورند كه حتي باتجربه ترين معلمان هم از كنترل و اداره آن ناتوانند. گاهي حضور يك دانش آموز خاطي و اخلالگر مي تواند تاثير زيادي روي عملكرد آموزگار بر تك تك دانش آموزان گذارد. همان طور كه نمي توانيم عكس العمل ها و رفتارهاي آموزگاران را بدون در نظر گرفتن رفتار دانش آموزان تبيين كنيم، همان طور هم نمي توانيم رفتار دانش آموزان را بدون در نظر گرفتن رفتار آموزگاران درك كنيم. آموزگاراني كه براي كنترل كلاس دست به تهديد و ارعاب دانش آموزان مي زنند، گاهي متوجه مي شوند بچه ها آنها را به عملي كردن اين تهديدها ترغيب مي كنند، تا بتوانند موقعيت شغلي آنها را به مخاطره اندازند. درحالي كه از اين گروه از معلمان بايد پرسيد:«آيا واقعاً خواستار رابطه يي رعب انگيز بين خود و دانش آموزان هستند و آيا تنها با ترساندن بچه ها مي توانند آنها را به درس خواندن تشويق كنند؟»
دانش آموزان زماني كه آموزگارشان عصباني است، به رفتار او و آنچه او مي گويد، خوب توجه دارند. گاهي بدخويي و رفتار تند معلم، اشارات و حركات او موجب رنجش، احساس خواري و سرافكندگي دانش آموزان و به دنبال آن ناديده گرفتن اصول اوليه بهداشت رواني كلاس مي شود. دانش آموزان به معلمان شان وابسته اند. اگر معلمان نسبت به بچه ها از خود احترام نشان دهند و به عزت نفس و حس ارزشمندي آنها لطمه نزنند، طبيعي است كه بچه ها نيز كمتر دست به مقاومت، خودسري و بدرفتاري خواهند زد. رفتارهاي مودبانه و حرفه يي آموزگار مي تواند مانع از تخلف هاي انضباطي دانش آموزان شود. اگر آموزگار اجازه دهد بچه هاي كلاس به سادگي او را خشمناك و عصباني كنند، خيلي زود كنترل و تسلط خود را بر كلاس از دست خواهد داد.
تشويق هاي آموزگار
تشويق بايد تاييد كننده عمل دانش آموز باشد نه وجود و شخصيت او. زيرا كودك يا نوجوان تصور مي كند اگر آن خصوصيت و ويژگي را نداشته باشد، ديگر مورد ارزش و احترام نيست. براي مثال، زماني كه دانش آموز از درسي نمره عالي و خوبي مي گيرد، اگر او را به دليل نمره اش تشويق كنند، او فكر خواهد كرد كه اگر بار دوم نمره پاييني بگيرد، ديگر مورد لطف و تمجيد كسي واقع نخواهد شد، در حالي كه اگر او را براي تلاش و كوششي كه به خرج داده است، مورد تشويق قرار دهند، او سعي مي كند با تلاشي بيشتر بار ديگر هم نمره رضايت بخشي بگيرد. در حقيقت تشويقي كه شخصيت او را ارزيابي نمي كند، احساس امنيت، آرامش و انگيزه بيشتر در او ايجاد مي كند.
رفتارهاي شايسته و مطلوب دانش آموزان را همواره مدنظر داشته باشيد، زيرا رفتارهاي آينده آنان را به شدت تحت تاثير قرار مي دهد. در بعضي شرايط شناخت رفتارهاي خوب و پسنديده دانش آموزان موجب كاهش رفتارهاي نامطلوب و نامناسب آنها مي شود. به هر اندازه كه نكات مثبت و ارزشمند اخلاقي - آموزشي دانش آموزان بيشتر مد نظر قرار گيرد، به همان اندازه نيز انگيزه تلاش و پيشرفت در آنها پايدارتر خواهد شد.
تشويق نه تنها وسيله يي است كه دانش آموز را با رغبت و تمايل به تلاش و پويايي وامي دارد، بلكه موجب تاييد و تكرار رفتارهاي مطلوب آنان نيز مي شود. دانش آموزان زماني مي توانند توانمندي هاي خود را ارتقا دهند كه با استفاده از حمايت هاي مثبت و داشتن روابط كيفي بالابا مربيان و معلمان شان بتوانند احساس شايستگي و كارآمدي را در خود پرورش دهند.
تنبيه هاي آموزگار
در كلاسي كه نظم و مقررات حاكم باشد، تنبيه و طرد دانش آموز جايي نخواهد داشت. خشونت با دانش آموز هدف و فرآيند يادگيري را مختل مي كند. ارزش ها و مفاهيم اخلاقي گوناگون مثل احترام، مسووليت پذيري، رعايت حقوق ديگران و... را نمي توان به طور مستقيم به دانش آموزان آموخت، بلكه بايد آنها را در موقعيت هاي عيني و واقعي به بچه ها ياد داد. تهديد و ارعاب كودكان (و نوجوانان) نه تنها مانع از بدرفتاري آنها نمي شود، بلكه تنها زمينه يي براي مخفي كاري او ايجاد مي كند. از طرف ديگر، وقتي دانش آموز به دليل رفتار نامناسبش با شدت عمل روبه رو مي شود، كمتر به رفتار خود و خطايش فكر مي كند و بيشتر متوجه نحوه خشم و عصبانيت آموزگار مي شود.
هنگامي كه از دانش آموزي مي پرسند: «چرا سر كلاس بدرفتاري مي كني؟» او پاسخ مي دهد:«معلم ما اصلاً بداخلاق است.» از آنجايي كه كودكان هنوز به خصيصه خودمحوري خود پايبندند، هيچ گاه خود را مورد سوال قرار نمي دهند، بلكه رفتار و واكنش آموزگارشان را علت اصلي اختلاف معرفي مي كنند. از اين رو بهتر است براي تغيير رفتارهاي منفي دانش آموزان، رفتارهاي مثبت و سازنده آنان تشويق و تقويت شود. با به كار بردن اين شيوه، رفتارهاي نامناسب بچه ها به تدريج كاهش مي يابد و رفتارهاي مطلوب جايگزين آنها مي شود. براي برقراري نظم و انضباط آگاهانه در كلاس و اجراي مقررات، بهترين شيوه حمايت، تشويق، توجه، بردباري و تمركز بر رفتارهاي پسنديده دانش آموزان است. آموزگاران بايد پيش از آغاز سال تحصيلي براي برقراري نظم و انضباط در كلاس شان، مقررات و قوانين ساده و شفافي تدوين كنند تا بدين وسيله دانش آموزان را با خواسته ها، انتظارات و اهداف خود آشنا سازند. زماني كه كلاسي به نحو مطلوب اداره و مديريت شود، شرايطي به وجود مي آيد كه دانش آموزان مشكلات انضباطي كمتري داشته باشند. داشتن روابطي منفي با شاگردان موجب مي شود آنها اصول انضباطي كلاس را مستبدانه و خشك بدانند و براي اجراي آنها از خود مقاومت نشان دهند. در حالي كه داشتن روابطي مثبت به آنها كمك مي كند تا هدف اصلي از انضباط را سازندگي و پيشرفت در كار بدانند. تاديب دانش آموز بايد با خونسردي انجام شود تا دانش آموز را متوجه رفتار اشتباهش كند. رفتار صحيح و شايسته آموزگار، آهنگ صدا، ثبات و عدالت او مي تواند بهترين الگوي تربيتي دانش آموزان باشد. يكي از روش هاي كنترل هيجانات منفي دانش آموزان در كلاس، تماس ها و ارتباطات چشمي ، نگاه هاي اجمالي، خيره شدن و روش هاي غيركلامي آموزگار است. از اين طريق مي توان خيلي ساده و راحت رفتار خلاف كودك (يا نوجوان) را بدون اينكه مزاحمت و اغتشاشي براي بقيه دانش آموزان كلاس ايجاد شود، متوقف كرد.
در حقيقت، هدف از پرورش كودكان و نوجوانان بايد تغيير رفتار هاي آنان در جهت اعتلاي توانايي ها، استعدادها و ويژگي هاي مثبت و سازنده آنان باشد.
در این راستا گزارشی از استان اردبیل حاکی از این مطلب خواهد بود
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6659 17/12/87 > صفحه 11 (شهرستانها) > متن
رئيس سازمان آموزش و پروش استان اردبيل: معلمان اردبيل 32 طرح پژوهشي ارائه كردند
اردبيل-خبرنگاررسالت:
رئيس سازمان آموزش و پروش استان اردبيل گفت: معلمان نواحي و مناطق استان اردبيل تا كنون 32 طرح پژوهشي و علمي را به صورت كشوري ارائه دادند.
ژيلافيروزي در جلسه شوراي آموزش و پرورش شهرستان نير اظهار داشت: هم اكنون 121 آموزشگاه علمي آزاد در سطح استان اردبيل فعال است كه اين تعداد زمينه اشتغال يك هزار و 603 نفر را فراهم كرده است.
وي به وجود دو مركز استعدادهاي درخشان در سطح استان اردبيل اشاره كرد و افزود: در سال تحصيلي گذشته دانش آموزان مستعد استان دو مدال نقره و يك برنز در المپيادهاي شيمي و فيزيك را كسب كردند.
فيروزي خاطرنشان كرد: 80 درصد خروجي اين مراكز تا كنون جذب مراكز دانشگاهي و علمي شده اند كه توسعه اين مراكز از اولويت هاي اين سازمان است.
رئيس سازمان آموزش و پرورش استان اردبيل ادامه داد: در كنار فعال نمودن پژوهشكده هاي دانش آموزي در سطح استان، امسال هشت اختراع دانش آموزي و هفت اختراع از فرهنگيان استان اردبيل در سطح ملي به ثبت رسيده است.
وي خاطرنشان كرد: در طول 6 سال گذشته هفت نفر از دانش آموزان با حضور موفق در المپياد هاي علمي كشور موفق به كسب مدال هاي رنگين شده و براي استان اردبيل افتخار كسب كرده اند.
فيروزي در ادامه به توسعه كمي و كيفي مراكز تربيت معلم به عنوان سياست اصلي آموزش و پرورش اشاره كرد و گفت: با توجه به افزايش و داير كردن رشته هاي جديد در مراكز تربيت معلم از سال آينده مركز تربيت معلم آزادگان نير و بنت الهدي اردبيل تقويت خواهد شد.
وي ساخت سالن ورزشي، نمازخانه و نيز امكانات رفاهي را از اولويت هاي اين سازمان در تجهيز بهتر و شايسته مركز تربيت معلم نير اعلام كرد و افزود: خوشبختانه با حمايت مسئولان استان و كشور از سال آينده با جذب اعتبارات مناسب توسعه اين فضاها را در مركز تربيت معلم شاهد خواهيم بود.
فيروزي در پايان گفت: با توجه به بالابودن سرانه فضاي ورزشي در نير به طور موقت سالن ورزشي اين شهرستان براي فعاليت هاي ورزشي دانشجويان مركز تربيت معلم آزادگان نير در اختيار آنها قرار خواهد گرفت تا مشكلي از اين بابت به وجود نيايد.
نظريه يي تازه درباره چگونگي شكل گيري سياره ها : دريايي از سنگ هاي ريز و درشت
براساس يك نظريه جديد سياره هاي سنگي، مريخ و عطارد از بقاياي كره زمين و زهره تشكيل شده اند. «برد هنسن» اخترشناس دانشگاه UCLA كه طرح جديد را پيشنهاد كرد، مدعي است: اين مدل مي تواند به سوالات موجود درباره برخي ويژگي هاي مريخ و عطارد كه مدت ها براي دانشمندان غيرقابل توجيه بوده اند، پاسخ دهد.
«هنسن» كه اخيراً حاصل پژوهش خود را در جلسه جامعه نجوم امريكا در لانگ بيچ عرضه كرد، گفت: «بر اين اساس مريخ و عطارد در واقع محصولات جنبي فرآيند تشكيل زمين و زهره هستند.»
دانشمندان عموماً بر سر اين نكته توافق دارند كه زمين و ديگر كرات سنگي در منظومه شمسي حدود 5/4 ميليارد سال پيش از يك صفحه گاز و غبار حلقه زده به دور خورشيد تازه متولد شده تشكيل شدند. براساس فرضيه موجود ذرات ميكروسكوپي غبار با آميختن به يكديگر توده هايي سنگريزه مانند را ايجاد كردند و سنگريزه ها تخته سنگ شدند و با ادامه اين روند و اتصال قطعات كوچك تر به يكديگر، سياره هاي سنگي كنوني ايجاد شدند.
دانشمندان در شبيه سازي كامپيوتري اين فرآيند، معمولاً فرض مي كنند ذرات غبار به طور يكنواخت در صفحه يي به دور خورشيد توزيع شده بودند.
با اين حال برخي دانشمندان معتقدند اين فرض در محاسبات بعدي مشكلاتي ايجاد مي كند. از جمله اين موضوع مطرح مي شود كه اگر سياره هاي سنگي از يك ديسك غبار همگن تشكيل شده بود، همه سياره ها بايد تقريباً اندازه يي برابر مي داشتند و در مدارهايي مشابه به دور خورشيد مي گشتند.
اما در واقعيت زهره و زمين جرم بسيار بيشتري از مريخ و عطارد دارند و مدار حركت مريخ و عطارد نيز بيش از آنچه براساس محاسبه ها انتظار مي رود، بيضوي هستند.
دانشمندان به طور سنتي اين مساله را بر پايه احتمال يا به زبان علمي تر به دليل وجود «بي نظمي» توجيه مي كردند و آن را با استناد به كشش جرمي موجود در اين منظومه به خاطر وجود سياره عظيم مشتري توضيح مي دادند. اما «هنسن» فرضيه ديگري را مطرح كرد و معتقد است، صفحه غبار اوليه همانند حلقه هاي دور زحل در نوارهاي متعددي به دور خورشيد تقسيم شده بودند. براساس اين فرضيه زمين و زهره درون يكي از نوارهاي قطور در حلقه هاي داخلي منظومه شمسي شكل گرفتند. اما چرخش سياره هاي تازه متولد شده زمين و زهره از ميان دريايي از سنگ هاي ريز و درشت باعث شد برخي از سنگ هاي سرگردان جذب اين دو سياره شده و برخي ديگر با شتاب از آنها به بيرون از نوار حلقوي پرتاب شوند.
برخي قطعات خارج شده از نوار با يكديگر برخورد كردند و به هم متصل شدند و در نهايت به نوار اصلي بازنگشتند. «برد هنسن» معتقد است: در صورت بروز چنين حادثه يي اجرام جديد در مداري تازه گشتن به دور خورشيد را آغاز كرده اند و شبيه سازي هاي انجام شده توسط او اين طور تداعي مي كنند كه مريخ و عطارد احتمالاً در اثر چنين تحولي ايجاد شده اند. او معتقد است 90 درصد ذرات و اجرام موجود در اين نوار به ايجاد زمين منجر شده اند و باقي مواد دو سياره ديگر را ايجاد كرده اند. دانشمندان ديگر از مطرح شدن مدل جديد استقبال كرده اند.
www.bbc.co.uk
□
روزنامه اعتماد > شماره 1891 26/11/87 > صفحه 10 (علم)
در اینجا می توان با جرأت گفت: خواستن ، همان توانستن است
حتی در شرایط سخت هم می شود بدنبال هدف های بزرگ بود
با ياسين سليمي دانش آموخته نهضت سوادآموزي از تحصيل در نهضت سواد آموزي تا تدريس در دانشگاه
![]() |
چگونه بايد براي کنکور درس بخوانيم ؟ (1)
يکي از بزرگترين دقدغه هاي ذهني داوطلبان اين است که به چه روشي بايد براي کنکور، درس بخوانند .
آيا بايد متفاوت از دوران مدرسه درس بخوانند ؟
آيا حتما" بايد از کلاسهاي کنکورو روشهاي تستي استفاده کنند؟
آيا بايد از کتابها و جزوات خاصي استفاده کنند؟
آيا بايد خط به خط مطالب را حفظ کنند؟
آيا بايد شب و روز درس بخوانند؟
آيا بايد از خواب و خوراک و ورزش و تفريح بگذرنند؟
چه بايد کرد ؟ کدام راه به موفقيت در کنکور ختم مي شود ؟ و .....
از اين به بعد سعي مي کنم ، جواب اين سوالات را به همراه مطالب جديد و دانستنيهاي مفيد در هر مقاله بگنجانم .
ولي براي شروع، اضطرار بحث چگونگي درس خواندن ، بيشتر محسوس است .
اولا" به علت مهم بودن معدل در کنکورهاي سال آينده، بايد در طول تحصيل بسيار خوب و عميق درس بخوانيد و با معدل عالي ديپلم بگيريد ، در راستاي همين برنامه سازمان سنجش هم با مفهومي کردن سوالات در يکي دو سال اخير داوطلبان کنکور را به خواندن دقيق کتب درسي و عدم استفاده از روشهاي کوتاه و تستي تشويق کرده است .
اين جملات را شايد خيلي شنيده باشيد :
کنکور خيلي سخت بود !!!
سوالات وقت گير بود ، هر چي حل مي کردم به جواب نمي رسيدم !!!
همه ي اونارو حفظ بودم ولي نمي تونستم از 4 گزينه يکي رو انتخاب کنم !!!
بعضي سوالا اصلا" از کتاب نبود !!! و....
چرا ؟
چرا اينگونه شده ؟
چرا داوطلبان نمي توانند آن طور که بايد و شايد به سوالات جواب دهند؟
بعد از بررسي سوالات 10 سال گذشته ي کنکور و مقايسه و تحليل روند سوالات به اين نتيجه رسيديم که سوالات به سمت مفهومي و دقيق شدن پيش مي روند ، يعني کاملا" از کليشه اي بودن خارج شده اند .
همچنين سازمان سنجش تصميم گرفته است، دقيقا" فقط از متون ،مثالها و تمارين کتب درسي و مطالب مفهومي وابسته به آنها سوال طرح کنند .
گزينه ها را طوري طراحي کنند که فقط کساني که آن مطلب را کامل فهميده و يادگرفته اند، بتوانند از بين گزينه ها درست ترين را انتخاب کنند .
در سوالات ، کاملا" مشهود است که داوطلبان باهوش تر ، پرتلاش تر ،ماهرتر، دقيقتر و بهتر را غربال خواهند شد .
متاسفانه چون برخي مراکز پيش دانشگاهي و دبيرستانها و مخصوصا" کلاسهاي کنکور دانش آموزان را به سوي سطحي خواندن و حفظ کردن مطالب سوق مي دهند و دانش آموزان به جاي اينکه دروس را تشريحي و دقيقتر بياموزند و نقاط ضعف خود را مرتفع کنند ، روش تستي خواندن و نحوه ي تست زدن را مي آموزند.
در اين ميان سازمان سنجش براي مقابله با اين نظام غلط و غير اصولي ، سياستهايي ( مفهومي ترکردن سوالها و تاثير معدل نهايي سال سوم متوسطه ) را در پيش گرفته است تا داوطلبان براي فراگيري دقيق و عميق درسها ارزش بيشتري قائل شوند .
سازمان سنجش ادعا کرده :
سوالات به طور متوسط در سطح پاسخگويي 20تا25درصد از داوطلبان است که از سطح علمي خوبي برخوردارند و براي ما توان پاسخگويي آنها مهم است .
در حقيقت در کنکور سراسري سوالي خوب و استاندارد است که در يک گروه آزمايشي بين 10تا30 درصد داوطلبان بتوانند به آن پاسخ صحيح بدهند.
حال با اين اوصاف ، پس بايد براي موفقيت در کنکور ۸۷ چگونه درس بخوانيم ؟!!!
![]() |
|
ويژگيهای کلاس درس |
يکی از اساسی ترين ارکان آموزش فراهم نمودن محيط مناسب و شرايط کنترل شده جهت بهينه سازی فراگيری دروس می باشد ، اين امر مهم توسط طرح نظامندی که معلم در کلاس درس خود دارد به انجام می رسد . از آنجا که کلاس مناسب و متعادل می تواند فرآيند تعليم و تربيت دانش آموزان را هر چه پربارتر نمايد. لذا در اين قسمت سعی شده است ويژگی های کلاس متعادل و کلاس متزلزل بطور اختصار بيان گردد.
ويژگيهای يک کلاس متعادل:
1- دبير در عمل به گفتارش در موارد تربيتی و رعايت شؤنات اخلاقی پيش قدم است ؛ تا رفتار و گفتارش الگو باشد.
2- دانش آموز خود را تحت حمايت دبير، جهت رفع مشکلات درسی موجود در کلاس، احساس می کند.
3- روحيه ی شادکامی و مسرت بر دانش آموزان حاکم است.
4- روند فراگيری دانش آموز با موقعيت خودش مقايسه می شود. بنابراين حس رقابت و تنفر از
يکديگر در بين فراگيران مشاهده نمی شود.
5- دانش آموزان با نظری احترام آميز به خود و ديگران می نگرند.
6- برخی از خطاها و لغزشها ی دانش آموزان ناديده گرفته شده ،حتی در برخی از موارد از محاسبه ی نمره ی کم آنان در نمره ی مستمر صرفنظر می شود، بدين ترتيب روحيه ی سعی و کوشش جهت جبران در آنان حفظ می شود.
7- دانش آموزان با اولين شکست خود را نمی بازند، بلکه به کمک دبير مربوطه و يا با معرفی آنان به مشاور مدرسه بهترين شيوه مقابله با آنرا می جويند.
8- احساس ارزش شخصی ، رشد و توسعه می يابد.
9- حس مسئوليت پذيری و احساس لذت بردن از به انجام رساندن صحيح آن ، براحتی در بين فراگيران مشاهده می شود.
10- دانش آموز بيش از جنبه های ظاهری نمرات ،در تلاش برای کسب فهم مطالب درسی و مقبوليت شخصيتی می باشد.
11- تمايل دانش آموز برای جلب توجه و محبت ديگران طبيعی و عادی است نه افراطی ؛ در صورت مشاهده ی افراط توسط دبير راهنمايی شده يا به مشاور معرفی می شود.
12- دانش آموز از توجه عادلانه ی دبير در روابط متقابل بر خوردار است.
13- نگاه دبير به دانش آموزان عادلانه توزيع می شود.
14- ايراد نمره و تکاليف با عدالت منظور می شود.
15- روحيه ی اعتماد به نفس و خود ارزشيابی در فراگيران مشاهده می شود.
16- اعتماد دانش آموزان به تلاش صادقانه ی دبير روند فزاينده ای دارد؛ بگونه ای که در برخی موارد از سؤالات دانش آموزان ، عدم حضور ذهن دبير امری ناهنجار تلقی نمی شود.
17- جملات و عباراتی که برای گفتگو در کلاس انتخاب می شود، از بارتربيتی ، معرفتی وعاطفی مثبتی برخوردار می باشد.
با توجه به نکات فوق معلوم می شود که يک معلم با تدبير می تواند براحتی دانش آموزان را در جهت کسب علم و معرفت اجتماعی راهنمايی کرده و رسالت معلمی خود را به نحوه احسن بجا آورد .
در اين راستا معلم نيز از اجرايی نمودن توانايی های ذهنی و اکتسابی خود لذت برده ، به آرامش و اعتماد بنفس بالايی برسد.
ويژگيهای کلاس نا متعادل:
1- دبير در عمل به موارد تربيتی و رعايت شؤنات اخلاقی پايبند نبوده و براحتی توهين کلامی و گاهی تنبيه بدنی را در برنامه ی کاری خود دارد.
2- روحيه ی يأس و افسردگی درچهره ی فراگيران مشاهده می شود. گاهی دانش آموزان پر تلاش نيز، در زمان امتحان و يا پاسخ گويی به درس دچار اضطراب و نگرانی های شديد می شوند.
3- دانش آموزان مرتب با يکديگر مقايسه می شوند، حس رقابت شديد به نفرت و حسادت تبديل شده است.روحيه ی همکاری و کار تيمی در بين فراگيران وجود ندارد ؛ بلکه تمايل شديد به کار انفرادی و خود نمايی فردی در بين آنان ديده می شود.
4- عدم اعتماد به نفس و حس ناتوانی در کسب موفقيت و پرخاشگری در دانش آموزان، براحتی ديده می شود.
5- حس فرار از مسئوليت تحصيلی در بسياری از دانش آموزان رشد می کند و مرتباً توسعه می يابد؛ به گونه ای که در نهايت به ترک تحصيل می انجامد.
6- هيچ گونه گذشتی نسبت به نمرات بد آنها و خطاهای رفتاری آنان صورت نمی گيرد.
7- رشد خلاقيت دانش آموزان ناديده گرفته شده و به حال خود رها شده اند.
8- در دانش آموزان تمايل برای جلب توجه ديگران افراطی و بيمار گونه است.شلوغی و بی نظمی مفرط نشان همين احساس منفی است.
9- احساس خصومت و نفرت نسبت به رقبای درسی ، دبير مربوطه ، والدين ، اوليأ مدرسه و درس در چشمان آنان موج می زند، و از ارائه ی هر گونه کمک درسی و رفع اشکال همکلاسی و ياری رساندن به دبير و اوليأ مدرسه و يا پدر و مادر دريغ می کنند.
10- توجه دبير را به خود و ديگران تبعيض گونه حس می کنند؛ و دبير را فقط برای بهره بری می خواهند و اگر احياناً دبير دچار عدم حضور ذهن در پاسخگويی به سؤالات باشد؛ او را به تمسخر می گيرند.
11- عبارات و تکيه کلام های موجود بين آنها و دبير مغرضانه و خصمانه است.
12- انتقادها به صورت مخرب و منفی ، با لحنی نا پسند و بدونه توجه به تواناييهای فردی صورت می گيرد.
13- دانش آموزان کم کم به ناتوانيهای خود واقف شده ، احساس ضعف و خود کم بينی در آنها تقويت می شود.
14- دبير هر گز جنبه ی الگويی در کلاس را ندارد.
با توجه به موارد فوق معلوم می شود که برخورد نامناسب دبير می تواند روحيه ی فراگيران را تخريب نموده و سرمايه ی کلان ذهنی آنان را برباد دهد. وجود افراد ی که دچار سرخوردگی و يأس شده اند ، در جامعه خطر آفرين خواهد بود. بدين ترتيب مرز خوب و بد شکسته شده و براحتی افراد دچار دروغگويی ، تقلب و عدم احساس مسئوليت می شوند.
تهيه و تدوين :
مژگان نقشبندی دبير شيمی در استان کرمانشاه
منابع مورد استفاده :
1- سيف علی اکبر- اندازه گيری و سنجش و ارزشيابی آموزشی- انتشارات آگاه
2-ژان پياژه _ روان شناسی و دانش آموزش و پرورش – انتشارات دانشگاه تهران
3- الينور سيگل -کليد رو يارو يی با مشکلات کودک و نوجوان
![]() |
تا به حال در اطراف خود با اين سوال برخورد كرده ايد كه چرا در برخي موارد ما انسان ها راه حل درست و ساده را در برخورد با مشكلات روزمره زندگي برنمي گزينيم و به تبع آن براي خود، خانواده، همسايگان و همنوعانمان ناراحتي ايجاد مي كنيم؟ فرض كنيد در زندگي روزمره ما همه نظم را رعايت كنند و به حق يكديگر احترام بگذارند. در آن صورت چقدر از مشكلات ايجاد شده فعلي در مناسبات اجتماعي كاسته مي شود؟ سوال اساسي آن خواهد بود كه اين فضا چگونه ايجاد مي شود كه انسان مجالي را براي تفكر داشته باشد و با مهارت هاي آن آشنايي پيدا كند.
آموزش و پرورش در جوامع بشري براي بهبود وضعيت زندگي انسان ها و تربيت نيروي انساني موثر در رشد جامعه تلاش مي كند و گاه اهميت اين موضوع به گونه اي است كه آموزش از راه دور هم به مدد آن مي آيد و حال آن كه در كنار مهارت هاي عمومي (خواندن و نوشتن، آشنايي با رياضيات، تاريخ و...) براي زندگي بهتر كه در نظام آموزش و پرورش رخ مي دهد، رسيدن فراگيران به تفكر منطقي از اهداف اصلي فرآيند تعليم و تربيت است كه دولت ها براي آن از منابع عمومي كشور هزينه مي كنند. در واقع صرف اين هزينه با تاثير چندين برابر در رشد جوامع، سرمايه گذاري بسيار موفق و نتيجه بخش است.
فراگيران در مرحله تكوين و پرورش مهارت هاي تفكر، وارد سيستم آموزش و پرورش شده و در نهايت پس از چندين سال ضمن نيل به تفكر منطقي، فارغ التحصيل مي شوند. هر چند در سال هاي اخير دركشورهاي مختلف به يادگيري مهارت در دوره دبيرستان، توجه شده و به تبع آن رشته هايي چون كاردانش توسعه پيدا كرده است؛ اما آنچه به عنوان آفت اين فرآيند تلقي مي شود، آن است كه فرآيند پرورش مهارت هاي تفكر در فراگيران و آشنايي با مهارت هاي لازم براي زندگي بهتر به خطر بيفتد، دست اندركاران سيستم آموزشي گاه با تدوين نظام هاي ارزشيابي نادرست، نقش عمده اي را در انحراف از هدف اصلي ايفا مي كنند و از آن جمله مي توان به كنكور سراسري دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي اشاره كرد كه عمدتا در اين فرآيند سطوح شناختي پايين مورد توجه قرار گرفته و به تبع آن به خاطر سپردن مطالب و بازگويي دوباره آنها اهميت ويژه اي مي يابد. در چنين ساختاري معلمان مسلط به راه حل هاي الگودار يا تكنيك هاي به خاطر سپاري مطالب و بازگويي مجدد آن، در جامعه مورد توجه قرار گرفته و بنگاه هاي اقتصادي با توجه به آنها شكل مي گيرد.
بايد توجه داشت فرآيند تعليم و تربيت تنها در ساختار آموزش و پرورش نهفته نيست. بلكه خانواده، جامعه و رسانه ها به عنوان عوامل تاثيرگذار، نقش بسزايي در اين امر دارند و در برخي مواقع حتي مي توانند در نيل به اهداف آموزش و پرورش تاثير معكوس داشته باشند؛ لذا بايد يك همسويي در رفتار براي نيل به اهداف مشترك وجود داشته باشد و انجمن اوليا و مربيان در همين خصوص مي تواند نقش بسيار موثري ايفا كند. البته در اين ميان نقش رسانه ها هم بسيار در خور توجه بوده و بخصوص در كودكان مي تواند در پرورش مهارت هاي تفكر، نقش آفرين باشد.
دانش آموزان گاه از والدين يا معلمان خود مي پرسند با فرض آنكه ما در آينده در رشته شيمي ادامه تحصيل ندهيم يا اصلاامكان ادامه تحصيل برايمان مقدور نباشد، چرا ما شيمي مي خوانيم؟ يا چرا در مدارس شيمي، فيزيك و رياضي تدريس مي شود، مگر ما مي خواهيم شيميدان، فيزيكدان و رياضيدان شويم؟
فرض كنيد يك معلم شيمي، فراگيري واكنش هاي شيميايي را از سوي دانش آموز به عنوان هدف آموزشي براي خود تلقي كرده باشد در آن صورت فراگير مي تواند از خود بپرسد اين همه فرمول شيمي در كجاي زندگي به درد من خواهد خورد؟
حال بايد چه پاسخي به اين سوال داد؟ به نظر مي رسد پاسخ دادن به اين پرسش مي تواند پاسخگوي بحث اول اين يادداشت باشد. ما در آموزش و پرورش دنبال چه چيزي هستيم؟ گاه هدف اساسي فراموش شده و اهداف ديگري كه براي كمك و نيل به آن هدف اصلي طراحي شده اند، مورد توجه قرار مي گيرد.
در چند سال اخير به همت وزارت آموزش و پرورش و مساعدت وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، رشته هاي ميان رشته اي جديدي براي تربيت كارشناسان خبره در دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي با عناوين آموزش شيمي، آموزش فيزيك و آموزش رياضي در مقطع كارشناسي ارشد ايجاد شده است كه در كنار توليدات علمي و حركت در مرزهاي دانش و كمك به رفع معضلات موجود در نظام آموزشي به تربيت نيروي هاي انساني ماهر نيز مي پردازد كه نتايج آن در سال هاي آينده براي سيستم تعليم و تربيت كشور ملموس خواهد بود.
مطالعات نشان مي دهد كه عمدتا از آزمايشگاه در سطوح پايين آموزشي استفاده مي شود در حالي كه آزمايشگاه در دروس علوم بهترين مكان براي تقليد كار دانشمندان در يافتن پاسخ پرسش هاي علمي است تدريس با نگرش به تقويت فرآيندهاي تفكر به كمك روش هاي نوين آموزشي منجر به ايجاد انگيزه و تلاش براي يادگيري در فراگيران مي شود و معلم در اين ميان نقش راهنما را به عهده گرفته و در اين راستا تلاش خواهد كرد. گفتني است كه در بسياري از مواقع اين روش ها بسيار كم هزينه است و گاه اصلاهزينه اي در بر ندارد، آموزش علوم در جهت نيل به اين اهداف حركت مي كند.
با روند رو به گسترش تجهيز مدارس به آزمايشگاه و كامپيوتر و نقش اين دو در آموزش فراگيران، آيا اين ابزارها در راستاي برنامه هاي آموزشي به طور صحيح مورد استفاده قرار مي گيرند؟
مطالعات نشان مي دهد كه عمدتا از آزمايشگاه در سطوح پايين آموزشي استفاده مي شود در حالي كه آزمايشگاه در دروس علوم، بهترين مكان براي تقليد كار دانشمندان در يافتن پاسخ پرسش هاي علمي، آشنايي با مهارت هاي عملي و آشنايي با روش علمي است. در اين مجال مختصر، به يك تجربه كوتاه از طرح يكي از دانشجويانم اشاره مي كنم.
در اين تحقيق كه در مقطع پيش دبستاني صورت گرفت، نشان داده شد كه انجام برخي آزمايش هاي علوم مي تواند به پرورش خلاقيت منجر شود. در اين تجربه خود بچه ها، فعاليت هاي علوم را انجام داده و در ارتباط با آن بحث مي كردند و معلم نقش راهنما و كنترل كننده فضاي آموزشي را به عهده داشت. نكته مهم در انجام اين فعاليت ها آن است كه عمدتاً فراگيران با درگير شدن در فعاليت هاي آموزشي از جمله آزمايشگاه، داراي نگرش مثبت و سازنده نسبت به فعاليت هاي علمي شده و شوق آموختن در آنها تحريك مي شود، به گونه اي كه كم كم روش آموختن خود را كشف مي كنند.
در تجربه اي ديگر، يكي ديگر از دانشجويان آموزش شيمي با انجام الگوهاي آموزشي جديد، موجب شد كه در يك كلاس فاقد انگيزه براي آموختن، انگيزه زايدالوصفي براي آموزش شيمي در بين فراگيران ايجاد شده و نتايج حاصله حتي براي مديران آموزشي نيز غيرقابل تصور بود.
حال ممكن است اين سوال مطرح شود كه از زمان هاي قديم رشته هاي آموزشي برنامه ريزي درسي، علوم تربيتي و... در دانشكده هاي علوم انساني در دانشگاه هاي مختلف كشور وجود داشته است پس چرا رشته هاي جديد با پيشوند آموزش پا به عرصه وجود گذاشته اند؟
پاسخ اين پرسش را مي توان به زبان ساده اين گونه ارائه كرد كه مثلادبير شيمي با قوانين شيمي آشنا مي شود و علم شيمي را ياد مي گيرد، آيا با گذراندن حدود 30 واحد درسي تربيتي مي تون از او به عنوان يك معلم موفق ياد كرد؟
آيا كساني كه از حوزه دانش علوم تجربي دور بوده و با قوانين برنامه ريزي درسي آشنايي دارند، به تنهايي مي توانند براي نيل به موفقيت در ساختار تعليم و تربيت به ايفاي نقش بپردازند؟ شايد نتيجه آن باشد كه معلم شيمي، شيمي را هدف اصلي فرآيند آموزش خود در دبيرستان تلقي كرده و به آن توجه كند.
لذا متخصصان آموزش علوم پس از گذراندن دوره آموزش علوم محض وارد فضاي مهارت و پژوهش آموزشي شده و يافته هاي خود را با عنايت به خبرگي در دانش محض در ساختار تعليم و تربيت آشكار مي كنند. بنابراين به نظر مي رسد بايد با عنايت به موارد ذكر شده، در برنامه ريزي درسي دوره هاي تربيت معلم تغييراتي اعمال كرد تا در نهايت به هدف اصلي فرآيند آموزش و پرورش كه همان نيل به تفكر منطقي در فراگيران است، جامه عمل پوشاند.
استاديار گروه شيمي دانشكده علوم دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي
□
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|